تبليغاتX
نگهبانان سکوت

ما نگهبان سکوتیم

عشق من با حس پاکت تمامی عشق های دروغین

و هوس ها را در مقابل حس پاکت سوسک کرده ای

اما تو که نمیخواهی که اسم ما هم وارد کتاب ها شود مثل لیلی ومجنون شیرین و فرهاد ویس و رامین رومئو و ژولیت!!!!!!!!!!!!

میخواهی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نه نمیخواهی!!!

+ خط خطی شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 18:17 به قلم شاهزاده |

ولنتاین

پارسال پر تردید

امسال پر یقین

پارسال تو دوراهی عشق و هوس

امسال تو اولای راه عاشقی

پارسال ی دیوونه

امسال ی عاشق دیوونه

پارسال نمیفهمیدم عشق رو

امسال لمسش میکنم

عشق یعنی هیچوقت نرسیدن به ته خط

عشق یعنی تا ابد برا دوست داشتن جنگیدن

عشق یعنی باریدن

عشق یعنی خیره شدن در آسمان

عشق یعنی تو را در ماه نگاهیدن

عشق یعنی برای تو خندیدن

عشق یعنی بیاد تو شاد بودن

عشق یعنی تو

عشق یعنی زیر باران با تو

عشق یعنی احساس خویشاوندی-به قول دکتر-

البته نه خویشاوند به معنی ظاهریش.....


یک: ولنتاین منو یاد سونای خودمون انداخت یاد آفتاب.......حیف

دو: ممنون که سر نمیزنین تشکورلر اوره با شمام نه با شما

سه: خوبه که سر میزنین درسته با شمام نه شما

چهار: شاید نتونم تا اطلاع ثانوی دیگه سر بزنیم

پنج: هر کی دید لینک ما اضافیه حذفش کن

شش: ما هم میحذفیم نه شمارو،شماهارو

هفت:یاد پست پارسال افتادم شدیدا گریستم

هفت-یک: میشه دعامون کنید؟؟؟؟

هفت-دو: خواهشا حز شاهزاده به اسم و پسوند و پیشوند و صفت و قید دیگه ای ازم اسم نبرین

هفت-سه: گفت از دوست داشتنت لیمیت بگیر هر کاری کردم بینهاینت آمد

گفت مجانب هایش چند است هر کاری کردم پیدا نشد

 گفت از عشقت مشتق بگیر تا کوچک شود مشتق گرفتم ولی کوچک نشد

دیگر حرفی برای گفتن نداشت شیطان وجودم.

هفت-چهار:  نبض عشق اگه به نظرتون حرف دلممه سر بزنید به نبض عشق

هفت-پنج:              دوستت دارم تا ابد ابد

خداحافظ

هرچند بیزارم از معنی لفظی این کلمه بین خودمان

 

 

+ خط خطی شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 23:22 به قلم شاهزاده |

عشق اسیر میکند؟

یا آزاد؟

عاشق اسیر است؟

یا آزاد؟

معشوق همراه است؟

یا زندانبان؟

خدا چطور؟

آفریدگار مهربان است یا زندانبان؟

چه کسی میداند که چه کسی عاشق است؟

احساس یا منطق؟

عشق عقل را میپروراند؟

یا نابودش میسازد؟


http://nabze-77-eshgh.blogfa.com

 

+ خط خطی شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 16:4 به قلم شاهزاده |

شاهزاده ای عاشق پرواز

اسیر در قفسی تنگ

در هجوم تنهایی های دلتنگی

خود را به دیواره های قفس میزند

تا شاید رها شود

ولی زخمی میشود

پرهایش میشکند

در هجوم اشکهایش بارانی میشود

تمام فریادش را در گلو جمع میکند

تا روزی که رها شود

از این قفس اسخوانی

و بی بهانه فریاد بزند

و تا آن روز سکوت میکند...


فردا اخرین امتحان

امتحان فیزیک-یکی از کتابای مورد علاقه ام-

تقریبا خوندمش ولی یکم حالم خوب نیست

ی خورده بیشتر از یکم

فقط منم که سکوت کردم

همه با هرچه در توان دارند فریاد میزنند

اصلا تمرکز حواس ندارم اصلا

عقلم اصلا سر جاش نیست

ی جوری داغونم

روسیاهم از خدام

دعام کنید



فردا سر میزنم......

+ خط خطی شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 19:14 به قلم شاهزاده |

خیره در عکست شده ام

به چشمهایت مینگرم

چشمانم پر میشوند

و نمیدانم چرا

و گلویم را بغضی گرفته است

و با ز به تو نگاه میکنم

حس عجیبی دارم

چقدر تو خوبی

چقدر زیبایی

چقدر چشمانت قشنگ اند

بغض گلویم میترکد

و باران اشکهایم سرازیر میشود

و من باز به تو نگاه میکنم

گونه هایم خیس خیس اند

به یاد حرفهایت هستم

ولی همچنان چشم در چشمت دارم

نمیدانم چند وقت است

که اینگونه در تو خیره ام

نمیخواهم که بدانم

فقط دوست دارم

به تو نگاه بکنم

عجیب بارانی ست

آشوبی در دلم برپاست

دلم غوغاست

و زبانم پر سکوت

و به تو نگاه میکنم

به چشمهایت

به لبخند زیبای رو لبانت

و احساسم تازه میشود

حس عجیبی دارم

و به

تو نگاه میکنم..


ادامه مطلب
+ خط خطی شده در جمعه دوم دی 1390ساعت 13:56 به قلم شاهزاده |

 HOSEIN